تماس با ما واحد طراحی بلوتوث تصاویر صفحه اصلی وبلاگ

Share شرحه شرحه از فراق

۱۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۱ ق.ظ

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
شرحه شرحه از فراق

امام رضا فرمودند : “روز حسین پلک چشمان ما را مجروح و اشکهای ما را جاری کرد . ”
دنیا ، خیلی کوچک است …
چه روزگاری بود …
روزهائی که مادر ، گیسوان مرا شانه می کرد و با شیرین زبانی های تو تبسم !
روزهای بازی های کودکانه پیغمبر با تو و برادرمان !
روزهای خوب با تو بودن …
نه اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشم ، نه ! اما روایت درد آسان نیست !
می بینی برادر ! دیروز زینت دوش نبی بودی و امروز در آغوش خاک !
و این روایت زینب است از چهل روز دوری و فراق !
چهل روز است که اشک هایمان را نشسته ایم ! و چهل روز است که در عزای تو
نشسته ایم ! و چهل روز است که از پا ننشسته ایم !
خواستند ما را بی تاب کنند . غافل از اینکه صبر ، همسایه دیوار به دیوار ماست ! و آشنای قدیمی ! ما ، صبر را در خانه علی آموختیم ! ماجرای کوچه ، در نیم سوخته و چادر خاک آلوده مادر ! حسین جان ! چهل سال دیگر که نه … چهارصد سال دیگر هم که بگذرد ، ندای ” هل من ناصر ” تو بی جواب نخواهد ماند ! قرن ها می روند و می آیند ، پرچمت بر زمین نخواهد ماند …
خاکسار کوی عشقت ؛
علیرضا پورمشیر

Bookmark and Share

موضوعات مطلب: دل نوشته، محرم

كلمات كليدي: ، ، ، ، ، ، ، ،

يك نظر براي اين مطلب ثبت شده است.

نظر خود را بنويسيد:




RSS کوتاه نوشت

دل نوشته ها

  • خيال تشنه
    هوالله یا مولانا یاصاحب العصر و الزمان (عج) ؛ از ما بجز بدی که ندیدی ، ببخشمان …! تا وقتی گفتارمان ، گفتار نیست … چشمانمان ، چشم نیست … گوش و زبان و اعضاء و جوارحمان منتظر نباشند ، او نمی آید ! آنقدر مرد نبودیم که سیصد و سیزده نفر مرید آن مراد [...]
  • هوای عاشقی
    هر دل که شکست ره به جایی دارد هر اهل دلی قبله نمایی دارد با آنکه بود قبله ما کعبه ولی ایوان نجف عجب صفایی دارد … میگویند روزها آنجا خیلی کوتاه است و دقیقه ها خیلی رود تمام میشود. می گویند وقتی کنه کار چشمان، به زیبا گنبد آسمانی می افتد زبان، دست و [...]
  • باب الجواد
    السلام علیک یا اباالحسن یا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می گویند وقتی چشمان رائر کاظمین به دو گنبد طلائی خیره می شود، لب بی اختیار به لب بر میخورد و سلامی به گرمی آفتاب عراق نثار آنان میشود. تو در کاظمین هستی ولی دل در صحن جامع رضوی پرسه می زند! و تو [...]
  • در کف بازار دنیا
    هو الله شب عفو است و محتاج دعایم ز عمق دل دعایی کن برایم اگر امشب به معشوقت رسیدی خدا را در میان اشک دیدی کمی هم نزد او یادی زما کن کمی هم جای او مارا صدا کن بگو یا رب فلانی رو سیاه است دو دستش خالی و غرق گناه است بگو یا [...]
  • فاطمه ، فاطمه است
    خواستم با زبان بی زبانی از مادرم زهرا بگویم ، اما درماندم … خواستم بگویم فاطمه شفیعه روز جزا است دیدم که فاطمه نیست خواستم بگویم فاطمه انسیه حوراء است دیدم که فاطمه نیست خواستم بگویم فاطمه همسر مولا است دیدم که فاطمه نیست خواستم بگویم فاطمه حجت خدا بر مردم است دیدم که فاطمه [...]



Log in